كمبودها و محدوديتها در قانون تبلیغات انتخاباتی

كمبودها و محدوديتها در قانون تبلیغات انتخاباتی

قانون انتخابات از برخي نقايص درخصوص تبليغات رنج ميبرد . اين كمبودها شامل خلأهايي اسـت كه در صورتي كه تكليف آنها روشن ميشد، شور ونشاط بهتري به فضاي انتخاباتي مي داد.

  1. عدم جامعيت زمان تبليغات: ماده 56 قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي تأكيـد مـي كنـد كه “فعاليت تبليغات انتخاباتي نامزدهاي نمايندگي هشت روز قبـل از روز اخـذ رأي آغاز و تا بيست و چهار ساعت قبل از اخذ رأي ادامه خواهد داشـت . ” درخصوص فعاليت نامزد قبل از هشت روز شده است ، مجلس شوراي اسلامي در ماده واحده پاسخ ميدهد كه ممنوعيت تبليغات از زمان ثبت نام تا زمان اعلام اسامي نامزدهاي تأييد شده توسط هيأت اجرايي است و شامل قبـل و بعـد از زمـان مـذكور نخواهـد بـود ؛ مـشروط بـر آن كـه تحـت عنـوان كانديداتوري نباشد. به نظر ميرسد فلسفه تحديد زمان انتخابات به دورة مشخص اولاً، ايجاد شرايط برابـر بـراي همـه كانديداهاست تا آنها بتوانند مانند دوندگاني كه در لحظه خاصي شـروع بـه دويـدن مـي كننـد و در لحظه خاص نيز كارشان به اتمام مي رسد، از شرايط برابر برخوردار باشند؛ ثانياً، درگير نكردن ذهـن جامعه به مدت طولاني به موضوع انتخابات است، به ويژه كه در كشور ما بـه طـور متوسـط هـر سـال يك انتخابات برگزار ميشود، لذا قانونگذار خواسته است تا نامزدها و طرفداران آنها صـرفاً در ايـن دوره زماني محـدود، بـا اسـتفاده از ابزارهـاي بزرگ تـر تبليغـاتي بـه معرفـي نامزدهـا و برنامـه هـاي او بپردازند، چون فرض بر اين است كه كـسي كـه از تأييـد شـوراي نگهبـان گذشـت ، قاعـدتاً بايـد از شناخت لازم و كافي در ميان مردم برخوردار باشد و در اين هشت روز – كه البته به نظـر مـي رسـد، زمان كمي هم هست- بيشتر متمركز بر ارائه برنامه هاي خود شود. ثالثاً، قانونگـذار بـا تحديـد زمـان فعاليتهاي تبليغاتي به طور غيرمستقيم به دنبال كاهش هزينه هاي تبليغاتي است كـه يكـي از خواسـته هاي هميشگي قانونگذاران بوده است. اما متأسفانه قانون مذكور در اين هر سه مورد ناكام مانده است . تجربه عملي نشان داده است كه بخش مهمي از مشكل و تخلفات انتخاباتي ناشي از همان دوره قبل از ثبتنام است كه قـانون بـه آن بي توجه است. در آن دوره، نامزدها گاهي از يكسال قبل به فعاليـت رسـمي تبليغـاتي مـي پردازنـد. براي نمونه، مطابق مشاهدات در انتخابات مجلس هشتم در برخي شهرستانها نامزدها از 9 ماه قبـل از زمان ثبت نام اقدام به پخش CD زنـدگينامـه كامـل، آلبـوم هـاي عكـس بـزرگ و انـواع و اقـسام بسته هاي تبليغاتي كرده بودند و وقتي موضوع با مديران سياسي شهر مطرح مـيشـد، پاسخـشان ايـن بود كه اين فعاليتها تحت عنوان كاندياتوري انجام نمي شود استدلالي كـه مـصداق بـارز “تجاهـل العارف” بـود، چراكـه در جيـب اكثـر مـردم شـهر و روسـتا از كودكـستانها گرفتـه تـا دبيرسـتانها و دانشگاهها و ساير اقشار مردم خودكارهاي تبليغاتي با نام نامزد انتخاباتي وجود داشـت و حتـي يـك نفر از مردم نيز تصوري جز كاندياتوري آن شـخص نداشـت . ايـن وضـعيت كـه زمينـه آن را قـانون فراهم كرده، هم اصل برابري را زايل مي كند، هم موجب افزايش فوق العاده هزينه ها مي شـود و هـم فضاي عمومي جامعه را از خود متأثر مي سازد. بديهي است نامزدي كه از يك سال قبل با آن حجـم زياد فعاليت تبليغاتي را آغاز مـي كنـد، بايـد بـه طـور سرسـامآوري هزينـه كنـد . معمـولاً هـم كـسي نميپرسد كه اين همه پول از كجا آمده است؟ ! درحاليكه قانونگذار ميتوانـست تـشخيص ايـن را كه كدام فعاليتها انتخاباتي است و كدام فعاليت در قالب كانديداتوري نيست ، به هيأتي متـشكل از نخبگان منصف شهر واگذار كند و براي گزارش اين نخبگـان نيـز ضـمانت اجـراي مناسـب درنظـر بگيرد.
  2. غفلت از ابزارهاي مدرن تبليغاتي : هرچند شايد لازم نباشد كه در قـانون بـه همـه چيـز اشـاره شود و اشاره نكردن به چيزي به معني مجاز بودن استفاده از آن باشد ، امـا قـانون بـيش از هـرپديـده ديگري مي تواند فرهنگسازي كند. قانون ميتواند همان مراحل فرصت برابـربـراي همـه نامزدهـا، كاهش هزينه ها و اصلاح فرهنگ عمـومي جامعـه را بـه عنـوان آرمـان اصـلي در چـشم انـداز قـانون انتخابات قرار دهد و مواد قانوني را با عينيت و وضوح بيشتري در جهـت تحقـق آن آرمانهـا سـامان دهد .
    در دنياي امروز، يكي از راههاي كاهش هزينه هاي انتخاباتي استفاده از رسانه هاي همگانی، و روش های نوین تبلیغات نمایندگان مجلس است. در قانون انتخابات مذكور نه تنها توجه و تشويقي در اين مورد صورت نگرفته ، بلكه بـه صـراحت ”
    هرگونه فعاليت تبليغاتي از تاريخ اعلام رسمي اسامي نامزدها بـراي نامزدهـاي نماينـدگي از صـدا و سيما و … ممنوع بوده و مرتكب، مجرم شناخته مي شود.احتمـالاً مضمون اين ماده، پرهيز از استفاده از امكانات دولتي است ، اما قانونگذار ميتوانست استفاده بالسويه از صدا و سيما را به شكل قانونمند مجاز اعلام نمايد . اين امـر هـم بـه افـزايش درآمـد صـدا و سـيما مي انجاميد، هم به كاهش هزينه هاي تبليغات انتخاباتي منجر مي شد و هم فضاي شهر و روسـتا هـا را تاحدي از تبليغات غيرضروري پاكيزه ميساخت. از سوي ديگر، امروزه علم بازاريابي يكي از شعبات خود را بـه بازاريـابي آرا و تبليغـات سياسـي اختصاص داده و با استفاده ار ابزارهاي علمي مدرن بازاريابي، فرصـتهـاي مناسـبي بـراي تبليعـات فراهم كرده است. به رهگيري از ابزار اينترنتي، شيوههاي نوين بازاريابي و حتي منـاظره هـاي عمـومي در اين چارچوب قابل بررسي هستند .همچنين پيشرفت علم در عرصه حوزههاي انتخاباتي ميتواند وارد فرآيندهاي قانونگذاري شود، تا نامزدها را به سوي سطحي فراتراز تبليغات رايج سوق دهد.
  3.  غفلت از برنامه محوري: چنانكه اشاره شد بهـرهگيـري از علـم نـوين بازاريـابي مـي تواتنـد به گونهاي در قوانين انتخاباتي بازتاب داشته باشد كه نامزد را به سوي منطـق برنامـه محـوري هـدايت كند. متأسفانه، امروز جز برخي احزاب و گروه هاي سياسي كه گاهي برنامه هاي نسبتاً عملياتي ارائـه مي كنند، ساير نامزدها به ويژه در مناظق دور از مركز نه تنها هيچ گونه توجهي به برنامـه ندارنـد بلكـه گاهي از سر جهل منطق مبتني بر برنامه را نيز به اسـتهزا مـي گيرنـد. در ايـن شـرايط سـوار شـدن بـر احساسات و عواطف مردم، به جاي اقناع آنها با منطق عقل و برنامه در اولويت قرار مي گيـرد؛ حتـي گاهي فراتر از سوء استفاده از احساسات مردم نامزدها با تزريق پول در قالب انواع و اقسام بسته هـاي
    مثلاً انتخاباتي، جريان تبليغات را از مسير صحيح آن منحـرف كـرده ، آن را تبـديل بـه بـازار ارتـشاء ميكنند. اينجا ديگر حتي شهروندان نيزاز منطق قوي برنامـه محـوري فاصـله مي گيرند و فرهنگ مردم عادي نيزبا گونه اي از منفعت طلبي كوتاه مدت جهت داده ميشود.
  4. غفلت از روح و فلسفه تبليغات : ماده 61 قانون مي گويد” هرگونه الـصاق ونـصب اعلاميـه، عكس، پوستر، بنر و پارچه هاي تبليغاتي به طور كلي ممنوع است.” چنين محدوديتي هرچند بـه نفـع صاحبان سرمايه است و آنها ثروت خـود را در مـسيرهاي نا صـواب ديگـر در امـر انتخابـات بـه كـار مي گيرند، اما اين محدوديت حتي با فلسفه و روح تبليغات نمایندگان مجلس كـه گـسترس دامنـه اطلاعـات بـه طيـف وسيعتري از مخاطبان است مغايرت دارد. در بسياري از منـاطق دور دسـت و به ويژه كم سواد تصوير نامزد و الصاق آن در محل هاي مجاز تنها ابزار اطلاع رساني و شناخت نـامزد است. هرچند ممكن است فلسفه چنين محـدوديتي پـاكيزه نگهداشـتن در و ديـوار شـهر از تـصاوير باشد اما به هر حال هر فعاليتي هزينه خاص خود را دارد و قانونگذار نبايد به بهانه اين هرينه هـا اصـل فعاليت را مخدوش كند. فلسفه تبليغ ابلاغ مجموعه اي ازاد با روشهاي مشروع به مخاطب است و اعمال چنين محدوديتهايي اين روح و فلسفه را مخدوش مي كنـد. گـو اينكـه ايـن مـاده بـا مـواد ديگري از همين قانون در تعارض است كه درجاي خود مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
  5. كم توجهي به فلسفه ستادهاي انتخاباتي : بـدون ترديـد سـتاد يـا كمپـين انتخابـاتي در جهـان امروز از اهميت فراواني برخوردار است. كمپين انتخايـاتي كـه مجموعـه اي از سـتادهاي مركـزي و تبعي است در يك اقدام منظم و سامانمند روح وپيـام اصـلي نـامزد را بـه گروه هـاي مختلـف مـردم مي رساند. اگر ساختار ابتدايي كمپين را در قالب ستادي مركزي و ستادهاي پيراموني تـصوير كنـيم، هسته مركزي هم به تبيين استراتژيهـا انتخابـاتي مـي پـردازد و هـم بـر فرآينـدهاي اجرايـي نظـارت مي كند. ستاد مركزي و ستادهاي پيراموني نقش هاي متفاوتي دارنـد درسـت ماننـد نقـش هـايي كـه ريمون آرون، متفكر مشهور فرانسوي براي افـراد شـاغل در عرصـه هـاي مختلـف فكـري و تجربـي
    جامعه قايل است. به زعم او، افراد سه دسته اند: مولدان انديشه ها؛ يعنـي كـساني كـه بـه توليـد فكـر مي پردازند؛موزعان انديشه ها يا كسانيكه آن انديشه هاي توليد شده را توزيع مي كنند، مثل معلمـان و برخي مدرسان دانشگاه؛ و مـصرف كننـدگان انديـشه هـا؛ يعنـي كـساني كـه قابليـت فهـم و هـضم انديشه ها را دارند و سپس آن را درميان گروههاي پايينتر جامعه توزيع مي كننـد، مثـل دانـشجويان .اينك حوزه انتخاباتي نيز همين كارويژه هـا را دارد. سـتاد مركـزي نقـش مولد انديشه و استرتژي را دارد . ستادهاي تبعي نقش مـوزع اسـتراتژي و گـروه هـاي وابـسته بـه ايـن ستادها نيزنقش مصرف كنندگان را دارند كه پيام نامزد را در بين اقشار مردم توزيع ميكنند. با چنين اهميتي ماده 63 قانون انتخابات بـرآن اسـت كـه “سـتادهاي تبليغـات انتخابـاتي تنهـا در مراكز بخشها، شهرها و شهرستانها داير مي گردد.” اين محدود كردن شهر به يك ستاد (جز شهرهاي بزرگ داراي مناظق شهرداري) نامزد را از يـك مكـان عمـومي بـراي بحـث و گفـت وگـو و اقنـاع محروم ميكند. در ستادهاي تبعي گروههاي مختلف مـردم مـي تواننـد در خـصوص اسـتراتژي هـا و تاكتيكهاي انتخاباتي به بحث و بررسي بپردازند ؛ به طوريكه فضاي انتخابـاتي را بـه سـمت فـضاي علمي و اقناعي پيش ببرند . لذا به نظر ميرسد محدود كردن هر شـهر بـه يـك سـتاد بـا هـدف اقنـاع ناسازگار است. شايسته ذكر است كه در دموكراسي مستقيم يونان آزادمردان حق رأي داشتند ، پس مكاني را درست كرده بودند تا وقتي مي خواستند تصميم مهمي و سياسي بگيرنـد ، در آنجـا جمـع شوند و به اين مكان forum ميگفتند. در تـاريخ اسـلام نيـزپـس از هجرت پيامبر اسلام(ص) يثرب، به همين منظور مدينه النبي ناميده شد تا فضايي بـراي گفـت وگـو و انسجام ميان تازه مسلمانان ايجاد شود.

درباره ما

شرکت طراحی سایت فانوس رائه دهنده راهکارهای خلاقانه و نوین در طراحی وب سایت، طراحی سایت خرید اینترنتی ، طراحی سایت پزشکی، طراحی سایت ورزشی، طراحی سایت صنعتی، طراحی سایت خودرو، طراحی سایت حرفه ای، طراحی سایت بازرگانی ، طراحی سایت شرکتی، طراحی سایت هنری، طراحی سایت موزیک و فیلم، طراحی سایت شخصی، طراحی سایت خبری، طراحی سایت املاک، طراحی سایت کاریابی، طراحی سایت آگهی، طراحی سایت هتل، طراحی سایت آژانس مسافرتی، طراحی سایت مدارس ، طراحی سایت آموزشی ، طراحی سایت اجاره ویلا ، طراحی سایت آرایشی،

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید