كمبودها و محدوديتها در قانون تبلیغات انتخاباتی

اصول كلي حاكم بر تبليغات نمایندگان و انتخابات آزاد و منصفانه

استفاده از اصطلاح مبارزه انتخاباتي تا پيش از دهه 1780 رايج نبـود. در يونـان باسـتان نيـز از تبليـغ، سخنراني و شعارهاي ديواري استفاده ميشد، اما از قرن هجدهم تنوع روشـهاي مبـارزات انتخابـاتي همواره در حال افزايش بوده است . درعين حال، قوانيني هم براي كنترل تبليغات وضـع شـده اسـت .
در تبلیغات نمایندگان مجلس سه دسته اشخاص دست اندركارند: شركت كنندههاي مبـارز ( نامزدهـا، رؤسـاي احزاب و اعضاي فعال حزب) كه مردم را ترغيب مي كنند؛ رسانه هاي همگـاني كـه پيـام نامزدهـا را منتقل و دگرگون ميكنند؛ رأي دهندگان.

در اين ميانه، روشهاي تبليغاتي براي به ميـدان كـشاندن مردم از اهميت بالايي برخوردار اسـت.از مباحـث مختلـف علمـاي علـم
حقوق و اخلاق ميتوان اصول كلي حاكم بر فرآيند تبليغات در يك انتخابات آزاد و منصفانه را در چند محور زير خلاصه كرد . اشاره به اين اصول از آنجا اهميـت دارد كـه قـوانين انتخابـاتي بايـد در جهت ترسيم فضاي انتخاباتي درچارچوب اين اصول باشد:

  1. اصل امكان شناخت توان علمـي و مـديريتي نـامزد انتخابـات : تظـاهرات اراده نماينـده قـانوني شخص داراي همان ارزش و آثار حقوقي است كه خود شخص في نفسه انجام ميداد و لذا شـناخت نماينده از جهت توان نمايندگي اراده افراد ضرورتي تام دارد . بـديهي اسـت كـه يكـي از مهمتـرين روشهاي حصول اين شناخت، تبليغات انتخاباتي است. نماينده بايد با روشهاي مختلف تبليغي اهليت و توان علمي، شناختي و معرفتي خود را براي نمايندگي افراد به اطـلاع آنهـا برسـاند و آنهـا را قـانع نمايد كه او ميتواند اراده آنها را به بهترين وجه متبلور كند.
  2. اصل امكان شناخت امانتداري و توان تجزيه و تحليل عرصه سياست : در اينجا اشاره به سه نكته ضرورت دارد: اولاً، عمل انتخابات منجر به عقد قرارداد ميان وكيل و موكل نمي شود و وكيل بنا بـه سليقة خود تصميم ميگيرد. در واقع، وكيل در اينجا مانند وكيـل در حقـوق خـصوصي نيـست كـه وكيل خصوصي فرد باشد. از اين رو، در هر موردي وكيل مـي توانـد مطـابق نظـر خـود عمـل كنـد. لاجرم بايد ضمن امانتدار بودن از توان تحليل عرصـه سياسـت برخـوردار باشـد تـا بتوانـد مـسائل را مطابق خواست موكلان و البته، با روشهاي خاص خود پيش ببرد . نامزد تنها و تنها از طريق تبليغات است كه ميتواند موكلان را به امانتداري وتوانايي خود اقناع نمايد. در ايـن مـورد كه در عمل، انتخابات نماينده پديدهاي از حقوق عمومي است و مانند وكيـل در حقـوق خـصوصي تلقي نميشود، توضيح ميدهد كه درست است كه در انتخابات، شهروندان رأي مي دهند و بـا علـم و آگاهي از برنامه هاي نامزد انتخابات، رضايت خود را به نفع وي اعلان مي كنند و نامزد نماينـدگي نيز بنا به ملاحظات سياسي و علاقه به انتخاب مجدد شدن ، با رغبت درصـدد اجـراي تعهـدات خـود برخواهد آمد و بدين دلايل مي توان نوعي پديده قراردادي را در اين روابط ملاحظه كـرد، ولـي در حقوق كليه تظاهرات مربوط به رضايت، لزوماً منجربه انعقاد قرارداد نميشود. ثانياً در انتخابات به لحاظ موضوعي و برد، دامنه آن مشخص نيست ، لذا نماينده در هـر شـرايطي ميتواند مستقلاً به تصميمگيري و اعمال نظر بپردازد و در هر مورد نياز به اخذ اجازه از موكل خـود ندارد؛ ثالثاً طرفين اين قرارداد نيز مشخص نيستند ، چون در موارد زيادي احـزاب و گروههـاي ذي نفوذ وارد ميشوند و گاهي فرد رأي خود را به حزب و جريا نهـاي سياسـي خاصـي مـيدهـد. افـراد متاع سياسي احزاب و گروههاي سياسي را برمي گزينند و آرا نيز پنهان اسـت، لـذا شناسـايي طـرفين قرارداد مشخص نيست. از اين رو، نامزد بايد چهرهاي توانا و مقتدر از خـود بـه نمـايش گـذارد كـه رأي دهندگان به توان سياسي او اطمينان حاصل كنند واين مهم از طريق تبليغات حاصل ميشود.
  3. اصل امكان گزينش برنامه نامزد انتخابات : مهمترين وجه انتخابات وجه گزينشي آن اسـت . بـه همين خاطر، افراد مطابق سليقه خود از ميان نامزدها دست به گزينش مي زنند و اين گزينش بايـد بـا شناخت ديدگاهها و نگاههاي اصلي نامزد حاصل شـود و ايـن مـسأله اغلـب در پرتـو تبليغـات ميـسر ميشود. رابطه ميان ح نامكا و مردمي كه آنها . را قبـول ندارنـد يكـي از بخـش هـاي اصـلي تجربـه سياسي كشورها محسوب ميشود. هيچ حكومتي، ” در همه امور مورد حمايـت كامـل مردمـي كـه مدعي اعمال حاكميت برآنهاست، قرار نميگيرد. و يكي از وظايف اصـلي يك نظام سياسـي، يـافتن راههـاي تعـادل و تـوازن ميـان حكومـت و اپوزيـسيون اسـت. همزمـان بـا آن،”ايده اپوزيسيون سياسي سازمان يافته، بهعنوان جزء طبيعـي و سـودمند جامعـه …ايـدهاي تعجـب برانگيز است، و به نظر ميرسد نتوان آن را با دغدغه سياسي سنتي يافتن حكومت صالح انطبـاق داد : جستوجو براي دولت مطلوب برمبناي وفاداري عمومي به اصول ورويه هاي درسـت حتي در نظامهاي پارلماني مستقر، چون بريتانيا نيزهمچنان با ترد ييـدهاي دربـاره ايـده اپوزيسيون مشروع و قانوني حداقل در ذهن برخي از روشنفكران برجسته قرن هاي 19و 20 همراه بود. سعي عمل و نظريه سياسي سنتي، ايجاد بهترين نظام سياسـي ممكـن بود . درآنجا اپوزيسيون غالباً به عنوان نيرويي مخل بود تا سازنده . دموكراسي از حقوق و آزاديهـاي افراد حراست ميكند و آزادي افراد را براي بيان نظراتشان به رسميت ميشناسد، ولي ” اراده مـردم” غالبـاً پراكنـده اسـت و سـنتهـاي دموكراتيـك، شـيوههـاي متنـوعي را بـراي تعريـف و مـديريت اپوزيسيون ارائه كرده اند. برهمين اساس است كه انتخابات به عنوان مهمترين عرصه براي مجال دادن به مخالف اهميت پيدا ميكند و متفكران نيزبراساس ميزان گزينشي بودن انتخابات اسـت كـه آن را آزاد و منصفانه ميدانند. اگر دقيقتر بنگريم،  در تاريخ از دو نوع دموكراسي سخن رفته است كه در اروپا از قـرن هجـدهم بـه ايـن سـو شـانه بـه شـانه يكديگر حركت كرده اند: دموكراسي ليبرال كه بر آزادي فردي استوار است و دموكراسي توتـاليتر كه بـر جامعـه گرايـي تكيـه دارد. در دموكراسـي توتـاليترنـوعي از انتخابـات رايـج اسـت كـه فاقـد خصلتهاي مذكور است. اغلب تنها حزب قانوني كـشور فهرسـت نامزدهـا را تعيـين مـي كنـد و بـه اطلاع رأي دهندگان ميرساند كه تنها به همين نامزدها رأي دهنـد . در اينجـا انتخابـات صـرفاً جنبـه
    تأييدي دارد، تا گزينشي، اما در دموكراسيهـاي ليبـرال خـصلت مبـارزه انتخابـاتي و رقابت از چنان اهميتي برخودار است كه بدون وجود آن ، انتخابات اساساً بيفايـده اسـت و از همـين روست كه تبليغات موتور محرك رقابت انتخاباتي محسوب مي شود و بـه نـوعي ، تبليغـات يكـي از مجاري انتخابات واقعي و آزاد محسوب ميشود. متأسفانه، فرهنگ برنامه محوري در انتخابات ايران، به ويژه در نقـاط دور از مركـز نهادينـه نـشده است، درحاليكه در يك انتخابات آزاد و منصفانه ، فرد بايـد بتوانـد برنامـه اي را بـراي اداره كـشور برگزيند. برنامه محوري در فعاليتهاي انتخاباتي احزاب بيشتر نمود دارد ؛ به گونه اي كه در نظامهـاي حزبي، افراد نه به اشخاص، بلكه به برنامه هاي آنها رأي ميدهند. قاعدتاً شعار هر حزب يا نـامزد نيـز
    بايد عصاره ناب برنامه عملياتي او باشد.
  4.  اصل تحديد روشهاي فاسد و عوام فريبانه: انتخابات واقعـي و منـصفانه مبنـي بـر جلـوگيري از روشــهاي فاســد اســت و ايــن در گــرو محــدوديت هزينــه هــاي مجــاز اســت. قانونگذاران در نقاط مختلف دنيا به درستي ريشه اغلب فسادها در فعاليتهـاي انتخابـاتي را در پـول مي بينند. به همين خاطر، به جاي آنكه تمركز خود را بر نوع تبليعات استوار سازند، تمركز خود را بـر كنترل و تحديد هزينه ها و اعمال آن در چارچوب  قانون استوار كـرده انـد. بـا ايـن روش، در نهايـت مي توان سازمان تبليغاتي را نيزتحت كنترل در آورد.
  5.  اصل راستگويي و پرهيز از غلو و دروغ : فرض بر اين اسـت كـه نماينـده مـي خواهـد ايـده هـا، افكار، خواستها و مطالبات مردم را همان گونه كه هستند، البته با روشـها و شـگردهاي خـاص خـود نمايندگي كند. اگر نمايندهاي با توسل به فريب و دروغ بخواهد ايـن وظيفـه را انجـام دهـد ، هـم بـه لحاظ اخلاقي مرتكب خلاف شده است و هم به لحاظ قانوني. از اين رو شرط مهـم فعاليـت تبليغـي در انتخابات راستگويي است. اگر نامزدي در فعاليتهاي تبليغي خـود متوسـل بـه دروغ شـود، ايـن خطر وجود دارد كه وقتي منصب نمايندگي را احراز كرد ، با توسل به همان روش و عدم صداقت با
    موكلان، بزرگترين اجحاف را در حق آنها روا داشته، به اعتماد آنها خيانت كند.
  6. اصل رعايت حرمت و شخصيت انسان : انسان برترين موجود عرصه خلقت است و تمام خلقت براي تكامل او ايجاد شده است ، چرا كه او اشرف مخلوقات عالم است و لذا در هر وضعيتي رعايت حرمت او در صدر هر برنامـه سياسـي و اجتمـاعي قـرار دارد. تبليغـات انتخابـاتي يكـي از مهم تـرين عرصه هايي است كه خطر هتك حرمت او وجود دارد . در حوزههاي انتخاباتي، يكي از مسائلي كـه اغلب درباره استراتژيهاي اجرايي انتخاباتي مطرح مي شود، اين است كه ستاد انتخاباتي بايد برنامـة اصلي فعاليت خود را مشخص كند. آيا ميخواهد به كار، مثبـت بنگـرد؛ يعنـي بـرتوانايي هـاي نـامزد
    خود متمركز شود يا رويكر د منفي در پيش گيرد و نقاط ضعف حريف را برجسته نمايد ؟ ميخواهد مردم را به اجراي برنامه هاي خود بشارت دهد يا آنها را از برنامه هاي رقيب انـذار دهـد؟ هرچنـد در هر كدام از اين اين استراتژي ها نيم نگاهي به استراتژي مقابل هم وجود دارد ، اما با وجود ايـن، نبايـد اتخاذ رويكرد انتقادي به تخريب شخصيت افراد بينجامد ، بلكه بايد صرفاً روشـها و برنامـه هـاي او را نقد كند. در مباني ديني نيز بر اي ن امر به طور مؤكـد اشـاره شـده اسـت؛
    چنانكه امام صادق – عليه السلام- : فرموده است “المؤمن أعظم حرةمً من الكعبه”: حرمت مـؤمن از احترام كعبه بيشتراست. بديهي است هرگونه نظام نامة تبليغات انتخاباتي بايد در راستاي تحقق اين اصول ششگانه باشـد ؛ هرچند ميتوان اصول ديگري را نيز بدان افزود . قانون تبليغات انتخاباتي بايد موانع تحقق اين اصـول را مرتفع سازد و با الزام نامزدها و طرفداران آنها به رعايت قانون ، فضاي بانشاط، آزاد و منـصفانه اي را براي گزينش واقعي فراهم نمايد.

درباره ما

شرکت طراحی سایت فانوس رائه دهنده راهکارهای خلاقانه و نوین در طراحی وب سایت، طراحی سایت خرید اینترنتی ، طراحی سایت پزشکی، طراحی سایت ورزشی، طراحی سایت صنعتی، طراحی سایت خودرو، طراحی سایت حرفه ای، طراحی سایت بازرگانی ، طراحی سایت شرکتی، طراحی سایت هنری، طراحی سایت موزیک و فیلم، طراحی سایت شخصی، طراحی سایت خبری، طراحی سایت املاک، طراحی سایت کاریابی، طراحی سایت آگهی، طراحی سایت هتل، طراحی سایت آژانس مسافرتی، طراحی سایت مدارس ، طراحی سایت آموزشی ، طراحی سایت اجاره ویلا ، طراحی سایت آرایشی،

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید